English - پښتو

روایت 'گلوله‌ای دوست داشتنی' در سینه خبرنگار افغان

سام پگاه

پنج شنبه، ٥ ثور ١٣٩٢

در این اواخر خشونت علیه خبرنگاران در هرات افزایش یافته است.

علی اصغر یعقوبی، خبرنگار رادیو مژده و آمر اطلاعات ریاست اطلاعات و فرهنگ در هرات، عصر روز دوشنبه اول ثور از سوی افراد مسلح ناشناس مورد سوء قصد قرار گرفت. حادثه‌ای که از آن جان سالم بدر برد.

اما گلوله هنوز در سینه او است. گلوله‌ای که می‌گوید دوستش دارد و آن را بعد از بیرون آوردن به یادگار نگاه خواهد داشت. او حالا از بیمارستان به خانه بازگشته است. به دیدن او رفتم.

 

سوء­قصد نافرجام

علی این روزها در خانه از کسانی که برای احوال‌پرسی می آیند، میزبانی می‌کند. او لبخند بر لب دارد و انگار چندان از اتفاقی که برایش افتاده ناراحت نیست.

او می‌گوید: "من با دو موضوع بزرگ رو به رو شدم. اول این که فکر نمی‌کردم این حادثه اتفاق بیافتد و دوم لطف و حمایت دوستانم مرا شگفت زده کرد."

گلوله به سمت چپ شانه‌اش و بالای قلبش اصابت کرده است. حالِ او اکنون رو به بهبود است و منتظر است تا گلوله را بیرون بیاورند.

افراد ناشناس روز دوشنبه دوم ثور/اردیبهشت، زمانی که او از اداره به سمت خانه می‌رفت، به سوی او سه گلوله شلیک کردند. یکی از آنها به او اصابت کرد.

علی می‌گوید: "چند روز بود مشغله‌های کاریِ زیادی داشتم. به همسرم قول داده بودم، شب زودتر بازگردم و چند ساعتی را به دور از کار برای تفریح با آنها باشم."

او حوالی ساعت چهار بعد از ظهر از رادیو به سمت خانه حرکت می‌کند. در یکی از جاده‌های فرعی که به جاده کج معروف است، دو موتورسیکلت سوار به سمت او شلیک می‌کنند.

علی ادامه می‌دهد: "هیچ توجهی به اطرافم نداشتم، ناگهان صدایی شبیه انفجار در سمت چپم شنیدم. به طور غریزی موتر را ایستاد کردم و متوجه شدم شیشه کنارم کاملا ریخته. چند لحظه گیج و منگ بودم. تنها رو به رو را دیدم که یک موتورسیکلت به همراه دو سرنشین از من دور می‌شد. جاده کاملا خالی بود. هر دو سر و صورت خود را با دستمال پیچیده بودند. بعد به خودم دیدم و متوجه سینه خون‌‌آلودم شدم."

شوک ناشی از این اتفاق ذهن علی را پریشان کرده بود.

"بعد از این که فهمیدم گلوله خوردم، انگار آینده را پیش چشمم می‌دیدم. این که اگر زنده بمانم چه خواهد شد، دکترها و تمام جریان برای یک فرد در این وضعیت. چون جاده خلوت بود و از طرفی فاصله چندانی از رادیو نداشتم، تصمیم گرفتم به آن جا بر گردم."

او بیشتر از اتفاقی که برای خودش افتاده بود از بر هم خوردن برنامه‌هایش عصبی شده بود.

بعد از سوء­قصد

حکمت همت و حامد رحیمی همکاران علی اصغر او را از رادیو به شفاخانه انتقال دادند.

حکمت همت می‌گوید: "من با سر و صدایی در داخل رادیو از اتاق کارم بیرون آمدم. علی با پیراهن و شلوار خون‌آلود رو به رویم بود و دست روی قلبش گذاشته بود. فردی که گلوله خورده باشد را تا آن لحظه از نزدیک ندیده بودم. برای چند لحظه توان تصمیم گیری و حرکت را نداشتم. به خصوص این که دست علی بر روی قلبش بود. موتر را بر خلاف همیشه با زحمت زیادی از حیاط بیرون آوردم و با علی به سمت شفاخانه دولتی هرات راه افتادیم."

در همین زمان همت به یکی از خبرنگارها اطلاع می‌دهد و این خبر در هرات پخش می‌شود. هم‌زمان می‌بیند که حامد از موتر پیاده شده و مشغول فریاد زدن بر سر دیگر راننده‌ها است.

حامد می‌گوید: "وضعیت علی من را خیلی نگران کرده بود. خیابان هم پر از موتر بود. می‌خواستم هر چه زودتر به شفاخانه برسیم. کنترلی بر رفتار خود نداشتم و بر موترهایی که راه را بند کرده بودند، فریاد می‌زدم."

بعد از لحظاتی زخم علی در بیمارستان پانسمان شد. دکترها می‌گفتند که چندان جای نگرانی نیست و گلوله با قلب فاصله دارد. خیال همه راحت می‌شود.

علی می‌گوید: "در آن لحظات سخت‌ترین موضوع اطلاع دادن به همسرم بود. با او تماس گرفتم و گفتم که شب کمی دیرتر می آیم. همسرم کمی ناراحت شد و دوستانم به او اطلاع دادند که به بیمارستان بیاید زیرا من تصادف کردم."

آن شب حضور خبرنگاران و دوستان علی در بیمارستان او را شگفت زده و خوشحال کرده بود. به دلیل افزایش خشونت علیه خبرنگاران در هرات، هر کدام به نوعی نگرانی را حس می‌کردند. هر کدام شاید آینده خود را در وضعیت علی می‌دیدند.

اعتراض به خشونت علیه خبرنگاران

مقام‌های امنیتی هنوز موفق به دستگیری عاملان این حادثه نشده‌اند. شخص و یا گروهی نیز مسئولیت این کار را بر عهده نگرفته‌اند.

صبح روز بعد از حادثه ده‌ها خبرنگار با تجمع در مقابل دفتر والی این شهر، خشونت‌های اخیر علیه خبرنگاران را به شدت محکوم کردند.

اما این گونه برخوردها تنها خشونت‌هایی نیست که خبرنگاران در هرات با آن رو به رو هستند.

آریا رئوفیان رییس اطلاعات و فرهنگ هرات می‌گوید موارد خشونتی که در یک ماه گذشته علیه خبرنگاران و فرهنگی‌های هرات اتفاق افتاده است، گونه‌های مختلفی داشته. آنها در برخی موارد با خشونت پلیس، خشونت‌های اجتماعی و خشونت سازمان یافته رو به رو بودند.

حالا ادامه این وضعیت یک نگرانی را به وجود آورده است. تهدید رسانه‌ها و آزادی بیان. هر چند مسئولان امنیتی در این خصوص وعده هایی داده‌اند و گفته اند این وضعیت تغییر خواهد کرد، نگرانی‌ها به این زودی‌ها رفع نخواهد شد. منبع بی بی سی

ما را دنبال کنید