English - پښتو

طنز در رسانه‌های افغانستان

عارف یعقوبی

نویسنده:عارف يعقوبي

۹ سنبله۱۳۹۲

 

 

طنز، به عنوان یک سبک و روش شناخته شده درحوزه شعر، فرهنگ و ادبیات غیر سیاسی در افغانستان، چیزی تازه ای نیست. اما طنزپردازی های سیاسی و نقد و تحلیل موضوعات جدی با زبان متعارف غیرجدی "طنز" دست کم در حوزه خبرنگاری افغانستان اخیرا افزایش یافته است.

سخیداد هاتف، نویسنده افغان در آمریکا از افرادی است که موضوعات جدی و مرتبط با جریانات سیاسی در افغانستان را بیشتر با زبان طنز می نویسد.

برخی خبر‌نگاران در افغانستان می‌گویند، سبک طنزآمیز و نیشدار سخیداد هاتف تعدادی از وبلاگ‌نویسان و نویسندگان تازه کار در رسانه های افغانستان را نیز متاثر کرده است.

رسانه های چاپی افغانستان هم طنز بدون شرح چاپ می کنند (کاریکاتور: روزنامه افغانستان)

حالا در فیسبوک، روزنامه‌ها و وبلاگ‌های نویسندگان افغان، متن‌های طنز آمیز و حرف های نیشدار بسیار می‌توان یافت که نارسایی های سیاسی در افغانستان را نشانه می‌روند.

سخیداد هاتف می گوید، ذهن مخاطب در افغانستان همواره با حرف‌های خشک و عاری از طنز کوبیده شده و این به اصطلاح "جدی گویی" یک نواخت مخاطب را خسته کرده است.

این نویسنده افغان معتقد است در شرایطی که بیشتر مقاله‌ها، تحلیل‌ها و روایت‌ها در افغانستان در چارچوب همان سبک معمول جدی و "خشک" پیشکش می‌شوند، طنز می‌تواند تاثیر و جاذبه متفاوتی در ذهن مخاطب داشته باشد.

به باور او ایجاد این جاذبه با عرضه دو عنصر به هم پیوسته امکان دارد: "یکی، عرضه کردن تحلیل و تفسیری متفاوت و تازه از چیزی که روایت های متعارف و معمول شان برای مخاطب جاذبه خود را از دست داده است. اگر شما مساله‌ای را از یک زاویه متفاوت ببینید و مخاطب تان احساس کند که پس از خواندن تحلیل شما به درک عمیق تر و متفاوت تری رسیده است، کار تان به توفیق نزدیک تر می شود."

 

از عمر طنز سیاسی در رسانه‌های افغانستان زیاد نمی‌گذرد، اما این روش روزنامه نگاری برخی ها را به شدت ناراحت کرده است.

آقای هاتف می‌افزاید: "عنصر دیگر همان زبان و بیان روایت تان است. مثلا اضافه کردن چاشنی طنز در یک روایتی که طبیعتا به اصطلاح خشک است، در واقع به مخاطب شما امکان می‌دهد که روایت یا تحلیل شما را تا آخر دنبال کند و این کار را در حالی انجام دهد که لبخندی هم بر لب دارد. در غیر این صورت نوشته شما در درگیر کردن مخاطب با فلان مساله خاص ناکام خواهد ماند."

طنز در افغانستان جدی گرفته می شود؟

به نظر می‌رسد که در افغانستان برداشت غالب و متعارف مخاطبان عمومی از طنز، چیزی در مایه فکاهی یا شوخی محض است و مخاطب فکر می‌کند نویسنده صرف برای خنداندن آنها طنزپراگنی کرده است.

سوال اما اینجا است که آیا طنز در ادبیات سیاسی و حوزه خبر‌نگاری در افغانستان معاصر، برای سیاست مداران و مخاطبان نوشته‌های سیاسی یک سبک تاثیرگذار و جدی پنداشته می‌شود یا هنوز طنز هر چند با محتوای سیاسی برای این گروه از مخاطبان نیز یک شوخی محض است.

سخیداد هاتف می گوید، در افغانستان هنوز بسیاری از مخاطبان وقتی که با مسایل سیاسی و اجتماعی سر و کار دارند، انتظار معمول شان این است که با سخنان مستقیم و خشک رو به رو شوند. به همین دلیل گاهی، حرف‌های بسیار جدی ای را که در قالب طنز عرضه می‌شوند، زیاد جدی نمی‌گیرند.

این است که جان کلام در طنز غالبا پوشیده می‌ماند و بیشتر افراد از سطح ارائه‌ های طنزی یک نوشته فراتر نمی‌روند.

 

با این همه، آقای هاتف می گوید: "به نظر من همین که مخاطب به آنچه در طنز شما آمده، می‌خندد، همین که شما می توانید تبسمی بر لبان مخاطبان تان بنشانید، در نفس خود غنیمتی است. من اکثرا سعی می‌کنم که در طنز هایم چند لایه بگذارم، اما در هر حال فراموش نکنم که آن تبسم آشکار یا پنهان بر لبان مخاطب مایه اصلی هر طنزی است. فکر می کنم اگر بسیاری از این گپ ها را به شکل خشک و تحلیلی بگویم تاثیرشان کم می‌شود".

این لایه‌ ها را می‌توان در یکی از طنزهای اخیر سخیداد هاتف با عنوان "متن ده ماده‌ای اعلامیه افغانی حقوق بشر" دید:

"یک: تمام شهروندان افغانستان با هم برادر بوده و بر اساس فیصدی نفوس خود انسان می‌باشند.

دوم: هر افغان حق دارد بدون در نظر داشت رنگ پوست، قومیت ، سن، مذهب، زبان و گرایش های سیاسی خود تا آخر عمر از کلیه حقوق انسانی خود محروم بماند و یک رقم دل اش خوش باشد که یا خدا.

سوم: هر افغان حق دارد در موقع ضرورت قلب خود را صاف نموده و توکل کرده و فحش داده و توجیه پرانده و سرفه جهانده و قسم خورده و منکر شده و لبخند زده و صدای خود را پایین آورده و حرف های دو پهلو گفته و تن به قضای فلک سپرده و بالاخره رشوت خود را به محل مربوطه تسلیم نماید".

"ترس از طنز سیاسی درافغانستان"

خبرنگاران می‌گویند، هر چند از عمر طنز سیاسی در رسانه‌های افغانستان زیاد نمی‌گذرد، اما این روش خبرنگاری برخی ها را به شدت ناراحت کرده است.

یکی از کارمندان شبکه تلویزیون۱، در افغانستان می‌گوید که تعدادی از سیاست‌مداران فشار وارد کردند تا برنامه طنز سیاسی " پیچکاری" در این تلویزیون متوقف شود.

او می‌گوید برنامه پیچکاری موضوعات سیاسی و کارنامه‌های سیاستمداران را با زبان طنز نقد و بررسی می‌کرد و علاقمندان زیادی داشت.

 

طنز در رسانه های تصویری افغانستان در قالب برنامه های تفریحی پخش می شود

این خبرنگار می‌گوید: "این برنامه از سوی مخاطبان بسیار جدی گرفته شد و سیاستمداران فشار وارد می‌کردند تا این برنامه متوقف شود. فکر می‌کنم به دلیل این که این برنامه رهبران قومی و وزیران و مدیران ارشد حکومت را به نقد می‌گرفت، جلو پخش آن گرفته شد. "

روزنامه اطلاعات‌ روز چاپ کابل، نیز ستونی ویژه برای طنز سیاسی دارد. در این ستون بیشتر موضوعات سیاسی زیر عنوان "خبرنگار ناراضی" با زبان طنز نقد و برسی می‌شود.

ذکی دریابی، مدیر مسئول این روزنامه می‌گوید، ستون "خبرنگار ناراضی" درمیان مطالب سیاسی، پر خواننده ترین ستون روزنامه است. او می گوید: "زبانی که در این ستون به کارگرفته شده، ازیک طرف جذاب است و از سویی خسته کننده نیست، بنا علاقمندان این ستون روز به روز درحال افزایش است".

طنز در رسانه های تصویری افغانستان در قالب برنامه های تفریحی پخش می شود

به نظر آقای دریابی، طنزهای این ستون در بعضی موارد منجر به واکنش نهادها و افرادی شده که سوژه طنز این ستون بوده اند.

آن گونه که آقای دریابی می‌گوید، روزنامه اخیرا به موضوع راهپیمایی روز قدس در افغانستان در ستون "خبرنگار ناراضی" خود پرداخته بود، این نقد باعث شد که خوانندگان روزنامه به دفتر روزنامه تماس بگیرند. عده‌ای مخالف و برخی هم موافق نقد بودند.

به این معنی که ستون "خبرنگار ناراضی" به عنوان طنز سیاسی به شمار مخاطبان روزنامه "اطلاعات‌روز" می افزاید.

طنز، زبان خبرنگاری مدرن؟

طنز، در خبر‌نگاری مدرن و رسانه‌های معتبر جهان شیوه‌ای پرطرفدار و بسیار تاثیرگذار در حوزه نقد و نظرهای سیاسی محسوب می‌شود.

 

طنز گویی در رقابت‌های انتخاباتی کشورهای غربی، نمونه بارز اهمیت طنز در محافل سیاسی است.

به گونه مثال، در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا و میت رامنی، نامزد حزب جمهوریخواه در سخنرانی های خود سعی می‌کردند خالیگاه های رقیب خود را با زبانی طنز آلود برجسته کنند و از این طریق بدون آن که به نظر مردم افرادی خشمگین و ناراحت جلوه کنند، رقیب خود را در افکار عمومی بکوبند.

خبرنگاران در آمریکا می‌گویند که زبان طنز زبانی است که رای دهندگان را به سیاست‌مدار علاقه‌مندتر می‌کند. چرا که بسیاری ها مقبولیت سیاستمداران را از همین طریق محک می‌زنند تا ببینند که مثلا یک سیاست‌مدار با زندگی معمول و زبان مرسوم مردمان عادی ارتباط برقرار کرده می‌تواند یا نه.

برای این است که نویسنده‌های بسیار توانمند، متن های مراسم طنز را می‌نویسند.

در آمریکا؛ کشوری که در کار رسانه‌ای تجربه طولانی دارد و عمدتا کارشناسان رسانه‌ها بر اساس بررسی‌های دقیق مخاطب شناسی برنامه تولید می‌کنند، طنز سیاسی در تلویزیون، رادیو و روزنامه‌ها بسیار پر طرفدار است.

بیشتر تلویزیون‌ها، برنامه‌های ویژه طنز سیاسی دارند که با نوشته‌ها و اجرای نیشدار خود، مخاطب را می‌خندانند و عاملان نارسایی‌های سیاسی را هم می‌شرمانند.

جان استوارت، یکی از طنزگویان سیاسی شناخته شده در آمریکا است. حالا تاثیر طنز گویی های سیاسی او برای مخاطبانش پوشیده نیست. از این جهت شاید بسیاری از سیاست‌مداران سعی می‌کنند از دم تیغ باریک بینی های طنز آلود و نیشدار آقای استورات فاصله داشته باشند.

جان استورات، در برنامه دیلی شو "Daily Show" قلب مشکلات و ضعف های سیاسی را با زبان طنز نشانه می‌رود و نمادی از روزنامه نگاری با زبان طنز در رسانه های آمریکا است.

افغانستان علی‌رغم فقر و مشکلات امنیتی، پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ رسانه های آزاد را تجربه می‌کند و نو آوری های رسانه ای به سرعت از کشور های غربی به افغانستان می‌روند. خیلی از برنامه های پرطرفدار در رسانه های افغانستان، الگو برداری از رسانه های غرب است.

آیا طنزهای سیاسی هم می تواند آنگونه که در غرب خنده برلب مخاطب می نشانند، افغان‌های غم زده و ناراحت از سیاست را بخندانند؟

منبع: بي بي سي

ما را دنبال کنید