English - پښتو

خبرنویسی

چگونه برای نوشتن متن يک خبر آماده شويم. بعلاوه چند "بايد و نبايد" مفيد.

درس‌هاعنوان

يادداشت برداری: از دفترچه‌های يادداشت تا کامپيوتر

شيوه نامه

کتابخانه

چند نکته جزئی پيش از آنکه دست به قلم ببريد

گردآوری اطلاعات: آنچه مخاطبان می خواهند

روايت‌های شاهدان عينی

گردآوری اطلاعات

خبر را چگونه بنويسيم؟

پاراگراف اول يا مقدمه را چگونه بنويسيم؟

نمونه‌هایی برای نوشتن پاراگراف اول خبر

ساختار خبر

بازبینی ساختار یک خبر

خبر بايد شامل چه عناصری باشد؟

خبر بايد شامل چه چيزهايی باشد؟

زبان و لحن

اعداد و ارقام

نرخ‌ها يا نسبت‌ها

درصدها و ميانگين‌ها

خلاصه درس

 

يادداشت برداری: از دفترچه‌های يادداشت تا کامپيوتر

بايد سوابق کامل فعاليت هايی را که برای گردآوری خبر انجام داده ايد، حفظ کنيد. دفترچه هايتان بايد شماره صفحه داشته باشد و روی جلد آنها بايد بنويسيد که هر دفترچه شامل يادداشت هايتان از چه تاريخی تا چه تاريخی است. هر يادداشت بايد به طور جداگانه تاريخ داشته باشد و دفترچه را بايد در جای مطمئنی نگاهداری کنيد.

ممکن است چنين کاری خسته کننده به نظر برسد، اما اين سوابق به عنوان مرجع شخصی برای شما ارزشمند خواهد بود. ممکن است بعدا برای حصول اطمينان از دقت گزارش خود به آنها احتياج داشته باشيد.

بايد هميشه يادداشت های روشنی در باره مصاحبه هايی که می کنيد داشته باشيد تا در موقع لزوم بتوانيد به خاطر بياوريد اين مصاحبه ها را در کجا و در چه زمانی انجام داده ايد. اگر از موقعيتی که به سرعت در حال تغيير و تحول است گزارش می دهيد، بايد تا آنجا که می توانيد مطالب را بنويسيد يا ضبط کنيد. شرحی از صحنه، تعداد افرادی که در آنجا هستند، حضور پليس يا نيروهای امدادی و عوامل خدمات عمومی از نکاتی هستند که بايد در اين يادداشت ها به آنها اشاره کنيد.

اگر حادثه ای ساعت ها يا روزها طول می کشد، زمان هريک از رويدادهای مهم اين حادثه را يادداشت کنيد. اگر اين کار را نکنيد، ممکن است بعدها به خاطر آوردن جزئيات حادثه يا ترتيب وقوع آنها برايتان دشوار باشد.

برای اين کار در دوطرف صفحات دفترچه هايتان حاشيه های پهنی در نظر بگيريد. تاريخ ها، زمان ها و مکان مصاحبه ها را می توانيد در اين حاشيه ها يادداشت کنيد.

همين دقت را هم بايد در مورد نوارهای صدا به کار ببريد. اگر مکالمات يا ملاقات ها را ضبط می کنيد، اطمينان پيدا کنيد که روی نوارها با برچسب، تاريخ و موضوع مطالب را مشخص کرده ايد. نوار را در جای مطمئنی قرار دهيد. نوارهای مهم را بايد غيرقابل ضبط کنيد تا از احتمال پاک شدن يا ضبط مطلب ديگری روی آنها به طور اتفاقی جلوگيری شود. ممکن است بعد ها به اين نوار ها برای اينکه بدانيد اشخاص در يک مورد خاص چه گفته اند، احتياج پيدا کنيد.

آيا می دانيد که چطور از کامپيوترتان استفاده کنيد؟ اگر نمی دانيد از همکارانتان کمک بگيريد. هنگامی که در حال نوشتن خبری هستید و می خواهيد آن را به موقع ارسال کنيد، نمی خواهيد که نا آشنايی با تکنولوژی، سرعت کار شما را کم کند. اگر می خواهيد از خارج از محل کارتان گزارش تهيه کنيد، اطمينان پيدا کنيد که نحوه انجام اين کار را می دانيد. اگر نتوانيد گزارشی را که از يک ماجرای بسيار هيجان انگيز تهیه می کنید بفرستيد و به خواننده منتقل کنيد، تهیه آن فايده ای ندارد.

شيوه نامه

بيشتر روزنامه ها به روزنامه نگاران خود يک شيوه نامه می دهند. شيوه نامه برای اين است که کارها را هم برای شما و هم برای خواننده راحت تر کند. اگر در موردی ممکن است نظرات و شيوه های مختلفی رايج باشد و بايد دست به انتخاب بزنيد، شيوه نامه به شما می گويد که کدام گزينه را انتخاب کنيد.

چند مثال:

آيا علامت جمع را به صوت پيوسته می نويسيم يا جدا؟ (مثلا کتاب‌ها يا کتابها)

اگر اصولا دشنام و کلمات توهين آميز در مطلب خود به کار می بريم؛ آيا آنها را در گيومه می گذاريم يا نه؟

اعداد و ارقام را چگونه می نويسيم؟

در روزنامه ها معمولا:

۱- اعداد از یک تا نه را با حروف می نویسند ( مثلا "هشت سگ" درست و "۸ سگ" نادرست است). اما در رسانه های فارسی غالبا برای جلوگیری از اشتباه شدن عدد ۹ با حرف نفی (نه)، آن را با حروف نمی نویسند و فقط تا عدد هشت را با حروف می نویسند.

۲- ارقام میلیونی را تا نه میلیون با حروف و از ۱۰ میلیون با عدد می نویسند. در این مورد هم رسانه های فارسی، تا هشت میلیون را با حروف و از ۹ میلیون را با عدد می نویسند.

۳- مبالغ را در رسانه های غربی همراه با علامت های ویژه واحد پول (مثل $ برای دلار و £ برای پوند) می نویسند اما برای ریال یا تومان، استفاده از علامتی مرسوم نیست و رسانه های فارسی برای واحدهای پول غربی هم از علائم ویژه استفاده نمی کنند.

۴- هرگاه جمله ای با عدد شروع شود، همیشه عدد را با حروف می نویسند.

کتابخانه

بسياری از موسسات رسانه ای کتابخانه خوبی دارند که شما بايد از آن استفاده کنيد. اگر در باره نکته يا اطلاعاتی اطمينان نداريد، به حافظه خود اتکا نکنيد. حتما در باره آن تحقيق کنيد. ممکن است صرفا به دنبال نام کامل و صحيح شخصی باشید که اخيرا در خبرها مطرح شده است، اما همين را هم بايد بتوانيد در کتابخانه پيدا کنيد.

يک کتابخانه خوب منابع گسترده ای دارد که می توانيد با استفاده از آنها، مطالب بيشتری در زمينه سابقه خبر يا گزارشی که می‌نويسيد تهيه کنيد. اگر اطلاعات خود را از منابع و مراجعی برداشت می کنيد که در حوزه اطلاعات عمومی محسوب می شوند، می توانيد آنها را بدون هيچ محدوديتی نقل کنيد، اما اگر مطالب يا اطلاعات خود را از انتشارات خصوصی برداشته ايد بايد حتما منبع نقل قول را ذکر کنيد و مطالبی را که از آن نقل می کنيد در حد اقل ممکن نگهداريد.

چنين امکانات تحقيقاتی ممکن است هنگامی که در بيرون از اداره کار می کنيد در دسترستان نباشد. راه ديگری که برای کسب اين اطلاعات وجود دارد اينترنت است، اما هميشه بايد با احتياط با اينترنت برخورد کنيد.

البته سايت های قابل اعتماد بسياری هستند که اطلاعات دقيقی در مورد مطالب مختلف به شما عرضه می کنند. اما هزاران سايت هم هستند که يا به تبليغات می پردازند، يا خيال پردازی می کنند، يا تعمدا اطلاعات غلط در اختيار ديگران می گذارند و يا دلبسته تئوری های توطئه هستند. کمترين خطر استفاده از اطلاعات مشکوک اين است که بعد ها ممکن است مجبور شويد در برابر قانون اين اطلاعات را توجيه کنيد.

پیوسته شيوه نامه نشریه ای را که برای آن کار می کنید، در نظر داشته باشید و هميشه براساس آن عمل کنيد.

چند نکته جزئی پيش از آنکه دست به قلم ببريد

- اطمينان حاصل کنيد که توضيحات مقدماتی را که به شما می دهند درک می کنيد. سردبيران خبر از جمله گرفتار ترين اشخاص در تحريريه ها هستند. گاهی آنها خبرنگاران را خيلی سريع و بدون دادن جزئيات در باره مطلب توجيه می کنند. تا موقعی که مطمئن نشده ايد که از شما چه می خواهند کارتان را شروع نکنيد. اطلاعاتی را که گرفته ايد برای سردبير خبر تکرار کنيد تا مطمئن شويد که مطلب را درست فهميده ايد. يادتان باشد که حتما بپرسيد چند کلمه بايد بنويسيد. در صورت لزوم پيش از آنکه شروع به نوشتن کنيد از ديگر خبرنگاران باسابقه راهنمايی بخواهيد. چند دقيقه خجالت کشيدن بهتر از نوشتن خبر يا گزارشی است که به درد نخواهد خورد. اگر مطلبی بنويسيد که به کار هيچ کس نيايد، بعدا بيشتر شرمنده خواهيد شد.

- اگر به شما ماموريتی داده اند که ممکن است برای خودتان خطری داشته باشد، ريسک موجود را افزايش ندهيد. تا جايی که می توانيد، با يک يا چند نفر از همکارانتان کار کنيد. اطلاعات کاملی در باره اينکه به کجا می رويد و چه موقعی قرار است برگرديد به جا بگذاريد. اين احتياط ها از شما، خانواده و کارفرمايتان مراقبت می کند. شما که نمی‌خواهيد بی جهت به پليس اطلاع داده شود که شما سربه نيست شده ايد!

گردآوری اطلاعات: آنچه مخاطبان می خواهند

بياييد يک حادثه تصادف قطار را مثال بزنيم. مخاطبان شما به چند دسته تقسيم میشوند:

بعضی ها به دنبال آن هستند که بدانند:

- آيا از اعضای خانواده آنها کسی در قطار بوده است؟

- آيا جراحت ها جدی و وخيم بوده؟

- آيا قربانيان را به بيمارستان برده اند؟

- و اگر چنين است، کدام بيمارستان؟

ديگرانی هستند که ممکن است در صدد باشند با قطار و در همان مسير مسافرت کنند. آنها می خواهند بدانند:

- آيا رفت و آمد در آن مسير مختل شده است، يا نه؟

و همه می خواهند بدانند:

- آيا اين يک رويداد استثنايی بوده؟

- آيا اخيرا حوادث مشابهی رخ داده است؟

- آيا اقدامات ايمنی برای جلوگيری از حوادث بعدی صورت گرفته يا نه؟

در مورد تحولات سياسی، مخاطبان می خواهند بدانند يک وزير کابينه چند بار وعده خاصی را داده و آيا شواهدی در دست هست که نشان دهد او به وعده خود عمل کرده است يا نه. آنها همچنين ممکن است بخواهند بدانند که اشخاص آگاه و مطلعی که در ميان مخاطبان رسانه هستند، در باره آخرين اظهارات اين وزير چه نظری داده اند.

از کسانی که دانش تخصصی دارند، اطلاعات باارزشی می توان کسب کرد اما شرکت دادن آنها در امر گرد آوری اطلاعات بايد با احتياط صورت پذيرد. ممکن است آنها متخصصان کارآمدی باشند که نظراتشان موثق است.

اين نکته بسيار مهم است که اطلاعاتی که از هر منبعی کسب می شود، به همان منبع نسبت داده شود. بنابراين به مخاطبان خود بگوييد که چه کسی اين اظهارنظر را کرده است. برای آنها فرق می کند که بدانند آيا پروفسور X در زمينه تخصصی خود اظهارنظر کرده يا آنکه صرفا در زمينه ای عمومی و خارج از حيطه تخصص خود نظر داده است. زيرا در زمينه های عمومی، نظر هر يک از مخاطبان هم به اندازه نظر اين پروفسور معتبر خواهد بود.

روايت‌های شاهدان عينی

روايت شاهدان عينی که از ميان مردم عادی هستند، اغلب می تواند جزئيات مهم و چشمگيری را به گزارش اضافه کند. اما بايد به خاطر داشته باشيد که حرف شاهدان در اغلب موارد قابل اتکا نيست. آنها ممکن است هنوز شوکه باشند. بايد تا جايی که می توانيد از آنها اطلاعات شخصی هرچه بيشتری بگيريد به طوری که بتوان به راحتی آنها را شناسايی کرد. اگر آنها نمی خواهند که نامشان افشا شود، بهترين کار اين است که شهادت آنها را ناديده بگيريد.

هنگامی که متوجه شديد با چه کسی می خواهيد صحبت کنيد، دقت کنيد تا دريابيد موقع وقوع حادثه کجا بوده است. همه شاهدان لزوما هنوز از حادثه فاصله نگرفته اند، بخصوص اگر عواطف آنها درگير حادثه باشد. بنابر اين طبيعی است که در روايت های مختلف، اختلاف هايی ديده شود.

شما هرگز نبايد سعی کنيد که اين روايت ها را به هم نزديک کنيد زيرا بعيد است بتوانيد دريابيد که کدام يک از اين روايت ها دقيق تر است. بنابراين بهتر است که يک تصوير کلی از حادثه را از خلال روايت های متعدد ارائه کنيد تا اينکه صرفا به يک روايت اکتفا کنيد که ممکن است سرانجام پرسش برانگيز هم باشد.

برخی افراد تنها به شرطی حاضر به دادن اطلاعات هستند که ناشناس بمانند. آنها اطلاعاتی را به خبرنگاران ارائه می کنند و می گويند: "اين محرمانه است." در مورد پذيرفتن چنين اطلاعاتی احتياط کنيد. سعی کنيد آن شخص را تشويق کنيد که با معرفی خودش به شرح روايتش بپردازد. بايد از نوشتن خبرهايی که شامل عبارت "منابع مطلع می گويند..." هستند؛ خودداری کنيد. خواننده چنين جملاتی را دوست ندارد. او شک می کند که منبع شما چه کسی می تواند باشد و حتی ممکن است از خود بپرسد که آيا شما اساسا چنين منبعی داشته ايد يا نه.

اگر کسی که با او مصاحبه می کنيد نمی خواهد شناخته شود، از اطلاعات او به عنوان زمينه و تنها برای درک بهتر ماجرا برای خودتان استفاده کنيد.

گردآوری اطلاعات

هميشه به خاطر داشته باشيد که صرف نظر از عقايد شخصی شما، اين مسئوليت شماست کهديدگاه متعادل و متوازنی را نسبت به آنچه ديده ايد و متوجه شده ايد اتخاذ کنيد.

مباحث مربوط بهدقت، انصاف و بيطرفیرا به خاطر بياوريد.

از همان آغاز هرچه می توانيد اطلاعات مشروح تری گردآوری کنيد. البته همه اين اطلاعات در گزارشی که چاپ يا پخش می‌شود به کار نخواهد آمد. اما شما به هنگام گردآوری نمی دانيد کدام بخش از اطلاعات ممکن است به کار نیاید، و اگر مقداری از اطلاعات را از دست بدهيد يا نتوانيد جمع آوری کنيد، بعدا گردآوری آن مشکل خواهد بود.

می‌گویند روزنامه‌نگاران باید مانند مورچه ها که دانه جمع می‌کنند، اطلاعات گردآوری کنند. اگر چه معلوم نیست که امسال هم برای مورچه ها زمستان سختی در پیش باشد، اما آن ها همواره آذوغه زمستان خود را از پیش تدارک می کنند. کار از محکم کاری عیب نمی‌کند. تنها در موقع نوشتن گزارش است که مشخص می‌شود به کدام بخش از اطلاعاتی که جمع‌آوری کرده‌اید نیاز دارید. اگر این اطلاعات در اختیارتان نباشد فرصت تهیه آن را هم از دست داده‌اید.

مهم نيست که خبر شما تا چه حد کوتاه است. به پرسيدن و جست وجو ادامه بدهيد تا جايی که موضوع را از همه زوايا ارزيابی کرده باشيد. تسلط بر اطلاعات لازم، نوشتن خبر را برای شما بسيار آسان تر خواهد کرد. در مراحل اوليه کار سعی کنيد خود را به جای خواننده بگذاريد و ببينيد چه اطلاعات بيشتری می خواهيد داشته باشيد.

خبر را چگونه بنويسيم؟

با فکر کردن شروع کنيد. بله، فکر کردن. فشار و شتابی که ناشی از کمبود زمان هنگام گزارش کردن خبرهاست، می تواند شما را به آشفتگی در فکر و ضعف و بی سليقگی در به کار بردن زبان وادار کند. پيش از نوشتن بايد چند دقيقه ای فکر کنيد. اطلاعاتی را که جمع آوری کرده ايد سبک و سنگين کنيد. ببينيد دوست داريد چه چيزی را در خبر بگنجانيد و مهم ترين قسمت های رويداد چه بوده اند. در وضعيت مطلوب بايد اول اين قسمت از ماجرا را بنويسيد تا شکل کلی گزارش در ذهن شما روشن شود. اگر بعدا اين اطلاعات برای نوشتن گزارش لازم شود، اين کار به شما کمک می کند. انجام اين کار همچنين باعث می شود که دريابيد چه اطلاعاتی را جا انداخته ايد.

پاراگراف اول يا مقدمه را چگونه بنويسيم؟

مجبور نيستيد پاسخ همه پرسش ها را در مقدمه بدهيد. با اين حال، در اين حکايت قديمی انگليسی که اغلب به عنوان مثالی شوخ طبعانه نقل می شود، سعی شده است که به همه پرسش ها پاسخ داده شود:

"روز گذشته (چه وقت) ليدی گاديوا (چه کسی) برهنه ، سوار بر اسب (چطور) از کوچه های کاونتری (کجا) گذشت (چه) تا خواهان کاهش مالياتها شود(چرا)".

مقدمه بايد توجه خواننده را جلب کند. اگر توجه خوانندگان در مقدمه جلب نشود، آنها ديگر دنباله خبر را نخواهند خواند. اما پيدا کردن بهترين شروع يا زاويه مورد نظر برای نزديک شدن به موضوع آسان نيست. حتی باتجربه ترين نويسندگان می گويند که نوشتن مقدمه سخت ترين قسمت خبرنويسی است. اما اين موضوع نبايد شما را بترساند.

چند قاعده مفيد:

۱. با یک جمله روشن و شفاف شروع کنید که همه ماجرا را به اختصار تمام بیان می کند؛

۲. مقدمه را در حد بیان یک نکته محدود کنید. به دو موضوع نپردازید. بهتر از این نمی توان تاکید کرد که یک مقدمه خوب باید کوتاه و ساده باشد. توجه داشته باشید که قرار است خبر سریع خوانده شود؛

۳. مقدمه را با سوال یا نقل قول مستقیم یا حروفی که مخفف یا نشانه اختصاری کلمات دیگری هستند (آی تی، نزاجا و ...) شروع نکنید؛

۴. مقدمه را با چیزهایی که خواندن را دشوار می کند (مثل عدد، حروف ایتالیک یا ایرانیک، یا نقل قول مستقیم) شروع نکنید؛

0.                        مقدمه را با جملات تابع یا با پرانتز یا کلمات دراز، مشکل یا خارجی شروع نکنید.

 

نمونه‌هایی برای نوشتن پاراگراف اول خبر

"شانزده مسافر روز گذشته پس از آنکه قطار A به B در نتیجه رانش زمین از خط خارج شد، مجروح شدند."

"یک قاضی که پنج برابر حد مجاز برای رانندگی مشروب خورده و تصادف کرده بود، روز گذشته برای مدت پنج ماه زندانی شد."

"اولین برف زمستانی روز گذشته رفت و آمد را در بیشتر نقاط کشور متوقف کرد."

این هم، سه مقدمه مختلف برای یک خبر که هر سه در یک روز (۹ مارس ۲۰۰۵) در مطبوعات بریتانیا چاپ شده:

"آنها باید به خودشان تزریق کنند. اغلب روزی پنج بار. به ران، بازو، شکم یا قسمت دیگری از بدنشان. اما اینک برای بیش از ۲۵۰ هزار بیمار دیابتی بریتانیایی، امید برای پایان دادن به تزریق روزانه انسولین رو به افزایش است."

"روز گذشته دانشمندان پس از آنکه یک بیمار دیابتی بریتانیایی با استفاده از پیوند سلولی معالجه شد، جشن گرفتند."

"پزشکان نخستین بیمار مبتلا به دیابت در بریتانیا را با استفاده از یک عمل جراحی انقلابی معالجه کردند."

در باره این مثال ها فکر کنید و یادداشت بردارید. از نظرشما کدام یک موثرتر است و چرا؟

ساختار خبر

این مقدمه مربوط به روزنامه گاردین است که خواننده های تحصیلکرده ای دارد: "آنها باید به خودشان تزریق کنند. اغلب روزی پنج بار. به ران، بازو، شکم یا قسمت دیگری از بدنشان. اما اینک برای بیش از ۲۵۰ هزار بیمار دیابتی بریتانیایی، امید برای پایان دادن به تزریق روزانه انسولین رو به افزایش است."

اين مثال از روزنامه ديلی اکسپرس است که روزنامه ای از قشر ميانی بازار روزنامه هاست: "روز گذشته دانشمندان پس از آنکه يک بيمار ديابتی بريتانيايی با استفاده از پيوند سلولی معالجه شد، جشن گرفتند."

و اين مثال از روزنامه سان است که به بازار روزنامه های عامه پسند تعلق دارد و خوانندگانش تحصيلات پايين تری دارند: "پزشکان نخستين بيمار مبتلا به ديابت در بريتانيا را با استفاده از يک عمل جراحی انقلابی معالجه کردند."

هر سه مقدمه توجه خواننده را جلب می کنند و نيازهای آنها را برآورده می سازند. بنابر اين احتمالا مقدمه ای که شما پسنديده ايد نشان می دهد که برای چه نوع روزنامه ای می نويسيد.

ساختاری که برای بقيه خبر اتخاذ می شود، يکسان است. هر پاراگراف بعدی جزئيات بازهم بيشتری را به مطلب اضافه می کند. بهترين راه انجام اين کار، پاسخ دادن به پرسش هايی است که معمولا مخاطب خواهد پرسيد؛ به همان ترتيبی که شما فکر می کنيد مخاطب نيز اين پرسش ها را مطرح خواهد کرد.

تفاوت اصلی در طول خبر است. گاردين که يک روزنامه جدی است بيشترين فضا را به اين خبر داد و بنابراين بيشترين جزئيات را درآن گنجاند. سان کمترين فضا را به آن اختصاص داد: شش پاراگراف، و در نتيجه کمترين جزئيات را هم مطرح کرد.

بازبینی ساختار یک خبر

بياييد به ساختار خبری که گاردین در مورد درمان بیماری دیابت نوشته نگاهی بيندازيم:

مقدمه:

"آنها باید به خودشان تزریق کنند. اغلب روزی پنج بار. به ران، بازو، شکم یا قسمت دیگری از بدنشان. اما اینک برای بیش از ۲۵۰ هزار بیمار دیابتی بریتانیایی، امید برای پایان دادن به تزریق روزانه انسولین رو به افزایش است."

پاراگراف ۲

"ریچارد لین مرد ۶۱ ساله اهل براملی در کنت، به زودی اتکای تقریبا سی ساله اش را به انسولین کنار خواهد گذاشت. انسولین برای مقابله با کمبود این هورمون طبیعی که گلوکز خون را در سلولها به انرژی تبدیل می کند لازم است. به این ترتیب او نخستین بیماری در بریتانیا خواهد بود که استفاده از انسولین مصنوعی را کنار می گذارد."

معلوم است که آقای لين در اين خبر اهميت دارد. گاردين بر اين اعتقاد است که اين مرد به قدر کافی مهم هست که در کنار اين خبر، مصاحبه جداگانه ای را با او ترتيب بدهد. اين بدان معناست که عامل انسانی "Human interest" را می‌توان در مطلب جداگانه‌ای بسط داد، بی‌آنکه روند روایت خبر اصلی را که درباره درمان دیابت است، کند کنيم.

در مطلبی که در حاشیه خبر اصلی می آید، درمی یابیم که آقای لین، ۳۰ سال بود که هر روز به خودش انسولین تزریق می کرد، اما این کار دیگر موثر نبود. به همین علت بود که او تصمیم گرفت رضایت دهد تا برای آزمایش درمان جدید به عنوان "موش آزمایشگاهی" از او استفاده شود (یا اجازه دهد نحوه درمان تازه را روی او آزمایش کنند). او از انجام این کار راضی است زیرا احساس می کند که حالش خیلی بهتر است.

اما در خبر اصلی تنها اشاره کوتاهی به آقای لین می‌شود (چنانکه در پاراگراف دوم خواندیم) و در ادامه‌ی خبر گزارشگر وارد جزئياتی در باره اين پيشرفت علمی می شود: روشی انقلابی و جديد برای پيوند سلولی که دانشمندان طی 15 سال گذشته تلاش کرده اندآن را تکميل کنند.

پاراگرافهای ۶-۸

این پاراگراف ها به این نکته اشاره می کنند که روش درمانی جدید تنها برای ۲۰ درصد بیماران دیابتی مناسب است و اشکال آن این است که بیمار باید تعداد بی شماری قرص مصرف کند که برای جلوگیری از "پس زدن" عضو پیوندی تجویز می شوند. این داروها می تواند تاثیرات درازمدتی داشته باشد که هنوز بر کسی روشن نیست. به علاوه، درهرسال تنها حدود ۴۰۰ بیمار می توانند از این شیوه درمان استفاده کنند؛ زیرا برای هر عمل پیوند، به لوزه المعده ۱۰ مرده نیاز است و این رقم بزرگی است!

پاراگرافهای ۹-۱۱

اين پاراگراف ها شرح می دهند که چرا انجام نخستين پيوند اين قدر طول کشيده است و هزينه پژوهش در اين زمينه چقدر است.

به راحتی می توان درک کرد که اين خبر، پنج يا شش پاراگراف اول را لازم دارد. بقيه مطالب اختياری است و بستگی به اين دارد که فکر کنيد خواننده شما تا چه حد به جزئيات امر علاقه مند است.

خبر بايد شامل چه عناصری باشد؟

"شش خادم امين کنار خود حفظ می کنم که هرچه می دانماز آنها آموخته ام: نامشان هست چه و چرا و چه وقت،  چطور و کجا و چه کسی" - روديارد کيپلينگ

این شش خادم امین که رودیارد کیپلینگ به آن‌ها اشاره کرده اساس کار روزنامه‌نگارها را تشکیل می‌دهد. برخی از دانشجویان روزنامه‌نگاری که در همان روزهای اول کار خود با این شش عنصر آشنا می‌شوند، به دنبال یافتن تکنیک‌های پیچیده‌تر روزنامه‌نگاری این مقدمات را فراموش می‌کنند.

این شش عنصر را از روز اول تا آخرین روزی که روزنامه‌نگار هستید به همراه داشته باشید. این‌ها سوالاتی هستند که قبل از شما در ذهن مخاطبان نقش بسته‌اند و بهتر است که همیشه پاسخی برای آنها بیابید.

بسياری از مواقع، خبر مطابق يک فرمول نوشته می شود. اين فرمول تعيين می کند که چه عناصری و با چه ترتيبی در خبر وجود دارند.

خبر بايد شامل چه چيزهايی باشد؟

شش پرسش چه کسی؟ چه؟ چگونه؟ کجا؟ کی (چه وقت؟) و چرا؟ فهرست مفيدی از آنچه را که بايد درخبر وجود داشته باشد به شما ارائه می دهد. وقتی متن خبر را نوشتيد، ببينيد آيا به اين پرسش ها پاسخ داده ايد يا نه. اگر نه، آيا پاسخ ندادن به برخی پرسش ها خبر شما را ضعيف کرده است؟ اگر پاسخ دادن به پرسش خاصی واقعا اهميتی ندارد، لازم نيست وقت خود را صرف آن کنيد.

به عنوان مثال اگر برای يک هفته نامه کار می کنيد، لازم نيست مطالب خود را با پاسخ دادن به پرسش کی (چه وقت) شلوغ کنيد. احتمالا معلوم است که اين اتفاقات در هفته گذشته روی داده اند.

ترتيب درستی برای اينکه اين پرسش ها را چطور بايد پشت سر هم آورد؛ وجود ندارد. در واقع اين موضوع به خبر بستگی دارد. اما بين خبرهای "چه کسی" که در آن شخص است که مطرح است و خبرهای "چه" که تکيه اصلی آنها بر رويدادی است که واقع شده، تفاوتی اساسی وجود دارد.

در جریان سقوط هواپیمای C130 در یک منطقه مسکونی پر جمعیت در نزدیکی فرودگاه مهرآباد کجایی خبر آن‌قدر مهم بود که باید در مقدمه آورده می‌شد. اما اگر همین هواپیما در کویر سقوط می‌کرد، شاید بهتر بود اول از همه علت سقوط بیان می‌شد.

بعد، نوبت به ترتيب ارائه اطلاعات می رسد. مهم ترين اطلاع را در سطر اول خبر بدهيد و بعد، بقيه اطلاعات را به ترتيب اهميت مطرح کنيد. اين يک ساختار هرمی است که در آن می توان خبر را بدون نگرانی از بی معنی شدن آن به ميزان دلخواه کوتاه کرد. درست همان طور که اگر هرمقدار از قاعده هرم کم کنيم، باز هم حجم حاصله، هرم خواهد بود. خبر طوری نوشته می شود که خواننده بتواند وقتی کنجکاوی اش ارضا شد، دست از خواندن بکشد يا اينکه دبير خبر بتواند هرچه را که می خواهد از آخر خبر حذف کند بی آنکه نکته مهمی از قلم بيفتد.

زبان و لحن

از به کار بردن کلمات و عباراتی که به خواننده القا می کند که درباره موضوع بايد چگونه فکر کند، خودداری کنيد. آنها خودشان می توانند تصميم بگيرند و داوری کنند که اين رويداد، احساس برانگيز، تراژيک يا قهرمانانه بوده است. زبان اغراق آميز نه تنها خواننده را ناراحت می کند، بلکه می تواند به شدت غيردقيق باشد. بنابراين بايد از آن اجتناب کرد.

مثال:

به رغم مخالفت و كارشكني رژيم صهيونيستي، آژانس بين‌المللي انرژي اتمي قطعنامه‌اي را شنبه به تصويب رساند كه به موجب آن تمامي ملل خاورميانه به كناره‌گيري از برنامه تسليحات اتمي ترغيب شدند.

اين خبرگزاري آمريكايي در شيطنتي رسانه‌اي با تحريف سخنان سلطانيه به نقل از وي نوشت: ما تا زماني كه هيچ تضمين الزام‌آور قانوني براي تامين دريافت نكنيم به برنامه خود ادامه خواهيم داد.

از به کاربردن کلماتی که بارمعنايی غيرضروری دارند خودداری کنيد. وقتی کسی حرفی می زند، نوشتن اينکه او "اعتراف کرد" يا "اذعان کرد" با مقدار زيادی پيشداوری همراه است. فقط بنويسيد "او گفت" و بگذاريد خواننده خودش در اين باره تصميم بگيرد.

مثال:

وي ايران را به كم‌كاري در مقابل تعهدات خود متهم كرد و مدعي شد: "هدف ما اين است كه ايران را متوجه اين امر سازيم كه به تعهدات خود در قبال جامعه جهاني پايبند باشد."

به همين اندازه هم بايد در انتخاب کلماتی که برای توصيف گروه هايی از مردم به کار می روند دقت کنيد. گزارشگران بايد شاهد بی طرف باشند. نويسندگان ديگری مسئول اظهارنظر هستند. اگر يک طرف درگيری را "جمعيت" و طرف مقابل را "دسته اغتشاشگران" بناميد، نحوه گزارشگری شما بسيار ضعيف و نامتوازن خواهد بود.

هنگامی که در باره موضوعات پيچيده مطلبی می نويسيد از به کار بردن کلمات تخصصی و زبان فنی خودداری کنيد چون اين کلمات برای خواننده (و چه بسا برای نويسنده نيز) بی معنی هستند. به عنوان مثال، دنيای سياست و ديپلماسی پر از سازمان هايی است که امروزه به جای نام آنها از مخفف يا حروف اختصاری آنها استفاده می کنند.

بيشتر مردم می دانند UN اشاره به سازمان ملل متحد است، اما عده کمی نام کامل اين سازمان ها را می دانند:

UNCTAD(United Nations’ Conference on Trade and Development)

کنفرانس سازمان ملل درمورد بازرگانی و توسعه

UNCAST (United Nations' Conference on the Application of Science and Technology)

کنفرانس سازمان ملل در مورد دانش و فن آوری

اين توجه و دقت تنها در دنيای سياست نيست که لازم می شود؛ مثلا بسياری ازخوانندگان می دانند که فيفا، فدراسيون جهانی فوتبال و تشکيلات حاکم بر مناسبات اينورزش در سطح جهان است. اما در مورد فيلا (فدراسيون جهانی کشتی)، فيبا (فدراسيونجهانی بسکتبال) يا FIVB (فدراسيون جهانی واليبال) چنين شناخت و اطلاع عمومی وجودندارد. همچنين درباره اصطلاحاتی همچون آی تی سی (گواهی نامه نقل و انتقال بينالمللی) که در خبرهای ورزشی در باره انتقال بازيکنان از يک باشگاه به باشگاهی در کشور دیگربسيار به کار می رود، چنين توضيحاتی ضروری است.

بايد نام کامل هر سازمان را در نخستين باری که اين نام مطرح می شود بنويسيد. مگر آنکه اين اسامی مثل BBC  برای همه آشنا باشند.

در بريتانيا، هفته نامه اکونوميست از نويسندگانش می خواهد که هرگاه از سازمانی ياد می کنند آن را به طور خلاصه در يک يا چند کلمه توصيف کنند. مثلاً: گاردين، روزنامه بريتانيايی يا جنرال موتورز، سازنده خودرو. ممکن است اين توضيح زايد به نظر بيايد، اما ترديد و ابهام را برطرف می کند.

بايد در باره نحوه توصيف اشخاص با دقت فکر کنيد. هرکسی در زندگی نقش های متفاوتی ايفا می کند: همسر، پدر يا مادر، کارگر، ماليات دهنده، راننده. دست کم گرفتن فرديت آنها عموما ناپسند و گاهی برخورنده است. نقشی که افراد در خانه ايفا می کنند به ندرت به نقشی که بيرون از خانه به عهده دارند ربطی دارد.

گزارشی در باره زنی که کيفش را در خيابان زده اند با اين توضيح اضافی که آن زن مادر چهار فرزند است يا از شوهرش طلاق گرفته يا چشم هايش آبی است (بخصوص در شرايطی که چنين اطلاعاتی در مورد مردها داده نمی شود) غنی تر نمی شود. از سوی ديگر، می توانيد ادعای او را مطرح کنيد که فرد مهاجم مثلا ريش داشته، موهايش قرمز بوده و لهجه داشته است. اين اطلاعات ممکن است در پيدا کردن دزد به پليس کمک کند.

به طور کلی، بهترين کار اين است که از برچسب زدن به مردم بخصوص اگر توصيفات شما متضمن ارزيابی ارزشی است، خودداری کنيد.

آيا بايد از فعالان سياسی به عنوان "آزاديخواهان" ياد کنيم يا به عنوان "تروريست"؟ پاسخ اين پرسش ساده نيست. بخصوص اگر در باره رويدادی صحبت می کنيم که به از دست رفتن جان و مال بسياری منجر شده است. اما راه حل های ديگری وجود دارد. کلماتی مانند "شورشی"، "پيکارجو" يا "ناراضی" از انتخاب های ممکن در اين زمينه اند. در بسياری از شرايط شايد بهترين کار اين باشد که از اين افراد به عنوان عضو سازمان مربوطه آنها ياد کنيم.

اعداد و ارقام

ارقام درشت برای اغلب مخاطبان بی معنی هستند. از مردم بپرسید از روزی که ژولیوس سزار در سال ۴۴ پیش از میلاد در رم کشته شده چند روز گذشته است. بیشتر مردم خواهند گفت که میلیون ها روز از زمان سوء قصد به قیصر گذشته است. اما در واقع این مدت به ۷۵۰ هزار روز هم نمی رسد.

هرگاه که ممکن باشد، ارقام بسیار درشت را باید به چیزی قابل درک تر ربط بدهید و مقایسه کنید؛ مثلا برای توصیف یک مبلغ آن را با "دستمزد ده سال یک کارمند متوسط الحال" مقایسه کنید یا مساحت یک سطح را با "چهار زمین فوتبال"، ارتفاع را با "دوبرابر بلند تر از ارتفاع قله اورست" و فاصله را با "از اینجا تا کره ماه" ربط دهید.

این نکته بخصوص در خبرنویسی برای رادیو و تلویزیون اهمیت بیشتری دارد چون مردم اغلب اعداد بزرگ و پیچیده را هنگام شنیدن به خاطر نمی سپارند و کاربرد تعدادی عدد، پشت سر هم می تواند باعث ابهام و سردرگمی شود.

آمار، اعداد و رقم ها را با دقت درنظر بگیرید و بررسی کنید؛ اگر گفته شود که کسی مثلا ۱۸۹ ساله است، فورا معلوم می شود که یک جای کار ایراد دارد. باید با همه ارقام و آمار هایی که داده می شود با تردید برخورد کنید هر چند که گاهی ممکن است مشکل آن قدرها هم آشکار نباشد. جز در مواردی - مثل ده فرمان یا هفت روز هفته - که در مورد عددی اطمینان کامل دارید، حتما عددها را مجددا کنترل کنید یا از یک فرد صلاحیت دار بخواهید که در آن مورد به شما کمک کند.

اجازه بدهید مثالی بزنیم که معلوم شود گاهی اعداد با هم جور در نمی آیند:

یک راننده اتوبوس بعد از ۲۵ سال کار در یک شرکت، در آستانه بازنشستگی است. کارفرمایش می گوید که او طی این ۲۵ سال بیش از ۴ میلیون مایل مسافت را پیموده است. این حرف نمی تواند درست باشد چون اگر درست باشد به معنای این است که این راننده همیشه اتوبوسش را با سرعت ۶۰ مایل در ساعت می رانده، هیچ وقت مرخصی نگرفته و هرگز مریض نشده است. هیچ وقت هم توقف نکرده تا مسافری را سوار کند.

بنابر این نخستین پرسشی که با دیدن هر آماری مطرح می شود این است که : "آیا چنين چيزی اصلا امکان پذیر است؟" پرسش دوم این است که "از کجا معلوم؟"

در بسیاری از موارد، این ارقام را سازمان های معتبری با دقت اعلام کرده اند. در این موارد این سازمان ها اندازه جامعه آماری خود را اعلام می کنند و می گویند که چطور به این ارقام رسیده اند.

اگر نام سازمان آمارگیرنده آشنا نیست، باید به آمار شک کنید. ببینید آنها کی هستند. پولشان را چه کسانی می دهند، اندازه نمونه آماری آنها چقدر بوده و از چه روشی برای آمارگیری یا نظرسنجی استفاده کرده اند (نظر سنجی تلفنی، نمونه اتفاقی، مصاحبه میدانی و غیره). مثلا:

ادعای اینکه ۹۰ درصد از رانندگان خواهان از میان برداشتن محدودیت سرعت در شاهراه ها هستند، ادعای چشمگیری است. بعد شما متوجه می شوید که این نظرخواهی تنها با مراجعه به ده نفر انجام شده. از آن بدتر اینکه همه آن ده نفر از کسانی بوده اند که اخیرا به خاطر سرعت بالا جریمه شده اند.

نرخ‌ها يا نسبت‌ها

خبرنگاران به طور مداوم با نرخ ها یا نسبت ها سر و کار دارند: نرخ جنایت، نرخ مرگ و میر، نرخ طلاق و نرخ یا نسبت مرگ نوزادان. این نسبت ها چیزی بیشتر از ارقام خام به ما می گویند زیرا آنها عواملی مانند جمعیت را در نظر می‌گیرند.

به عنوان مثال دو دانشگاه را دریک شهر در نظر بگیرید. یکی از آنها دانشگاه دوشس و دیگری دانشگاه دوک نام دارد. در سال ۲۰۰۴ تعداد ۱۵۵۶ تلفن موبایل از دانشجویان دانشگاه دوشس به سرقت رفته و در همین سال تعداد ۹۹۲ تلفن موبایل هم از دانشجویان دانشگاه دوک دزدیده شده است.

اگر فقط ارقام خام را نقل کنید، به نظر می رسد که دانشگاه دوشس برای دانشجویانی که تلفن موبایل دارند جای خطرناکی است.

اما حالا به نسبت ها یا نرخ ها نگاه کنید. دانشگاه دوشس چهل هزار دانشجو دارد و دانشگاه دوک تنها ۱۲ هزار و چهارصد دانشجو. برای اینکه به نسبتی دست پیدا بکنیم، حساب می کنیم ببینیم در هر دانشگاه از هر هزار دانشجو چند تلفن دزدیده اند:

یک نسبت و تناسب ساده جواب را مشخص می‌کند:

در مورد دانشگاه دوشس40000 دانشجو 1566 موبایل

1000 دانشجو  X

1566 ضربدر 1000 تقسیم بر 40000 مساوی است با 39،15.

و در مورد دانشگاه دوک12400 دانشجو          992 موبایل

1000 دانشجو  X

992 ضربدر 1000 تقسیم بر 12400 مساوی است با 80.

به این ترتیب احتمال اینکه تلفن یک دانشجو در دانشگاه دوک دزدیده شود دو برابر دانشگاه دوشس است. متوجه شدید؟ نه؟ یک بار دیگر آهسته و با دقت ارقام را مرور کنید. به زحمتش می ارزد.

درصدها و ميانگين‌ها

مراقب اين موارد هم باشيد:

درصدها

وقتی دولتی مالیات را از ۱۰ درصد به ۱۵ درصد افزایش می دهد، اعلام می کند که ۵ درصد به مالیاتها اضافه کرده است اما در واقع نرخ مالیات ۵۰ درصد بالاتر رفته است. خواننده چندان علاقه ای به درصد ندارد. او می خواهد بداند که صورتحساب مالیاتی اش چقدر افزایش یافته است.

ميانگين ها

این شاخص می تواند مفید باشد. اگر می خواهید میانگین یا متوسط درجه حرارت هوا را در ماه ژوئن حساب کنید، باید درجه حرارت ۳۰ روز را با هم جمع کنید و رقم حاصل را بر ۳۰ تقسیم کنید. آن وقت یک میانگین مفید به دست خواهید آورد.

اما گاهی میانگین می تواند گمراه کننده باشد. اگر میانگین (معدل یا متوسط) دستمزدی را که یک شرکت محلی می پردازد محاسبه کنید، رقم حاصل مخدوش است. این مخدوش بودن هنگامی به اوج می رسد که برخی دستمزدها خیلی بالا و برخی دیگر خیلی پايین باشند. حقوق روسا خیلی بالا و دستمزد نظافتچی ها خیلی پايین است. در این صورت میانگین یا متوسط دستمزد بی معنا می شود. در این حالت بهتر است از میانه یا حدوسط استفاده شود. در این روش، همه دستمزد ها را از بالا به پايین فهرست می کنید و بعد می بینید حد وسطش کجاست.

مثلاً:

دو رئیس شرکت هریک سالی ۱۰۰ هزار دالر می گیرند.

نظافتچی ۱۰ هزار دالر می گیرد.

بقیه کارکنان بین ۲۵ تا ۳۵ هزار دالر می گیرند.

فهرست ارقام به این شرح است:

۱۰, ۲۵, ۲۵, ۳۰, ۳۰, ۳۵, ۳۵, ۱۰۰, ۱۰۰

معدل این مبالغ می شود:

(۱۰ + ۲۵ + ۲۵ + ۳۰ + ۳۰ + ۳۵ + ۳۵ + ۱۰۰ + ۱۰۰) تقسیم بر ۹ = ۴۳.۳۳

به این ترتیب، معدل دستمزدها ۴۳ هزار دالر در سال است.

اما این رقم نشان دهنده دستمزد اغلب کارکنان نیست.

حد وسط یا میانه دستمزدها در این فهرست ۳۰ هزار دلار در سال است. یعنی نیمی از کارکنان کمتر از ۳۰ هزار دلار و نیم دیگر بیشتر از این مبلغ درآمد دارند. این رقم تصور بهتری از میزان دستمزدها در شرکت به دست می دهد.

خلاصه درس

از دفترچه ها و يادداشتهای خود مراقبت کنيد: روی آنها تاريخ و شماره بگذاريد و از آنها خوب نگهداری کنيد.

اگر روزنامه شما شيوه نامه دارد، از نکات مندرج در آن پيروی کنيد.

اطمينان حاصل کنيد که توضيحاتی را که پيش از شروع به تهيه گزارش به شما می دهند خوب درک کرده‌ايد.

تا جايی که می توانيد هرچه بيشتر اطلاعات جمع کنيد. البته همه اين اطلاعات به کار شما نخواهد آمد اما شما به هنگام تحقيق برای نوشتن يک خبر هنوز اين را نمی دانيد و پر کردن جاهای خالی بعدها مشکل خواهد بود.

اطمينان حاصل کنيد که نقل قول ها را به کسانی که بايد نسبت بدهيد، نسبت داده ايد. از نقل قول هايی که منبع آنها مشخص نيست پرهيز کنيد. گاهی می توان آنها را توجيه کرد اما چنين نقل قول هايی در بيشتر موارد اعتبار خبر شما را کم می کنند. خواننده از چنين نقل قول هايی خوشش نمی آيد و فکر می کند مبادا شما آنها را از خودتان جعل کرده باشيد!

خبر بايد به شش پرسش پاسخ بدهد: چه کسی، چه، چرا، چه وقت، کجا و چگونه؟

خبر را بايد به شکل يک هرم نوشت. سطر بالايی بايد شامل مهم ترين اطلاعات باشد و جزئياتی که کمترين اهميت را دارند بايد در آخر بيايند. اين امر، اين امکان را به وجود می آورد که اگر جا کم باشد بتوان بخش هايی از مطلب را از انتهای خبر کم کرد. در عين حال، اين بدان معناست که خوانندگان می توانند هرگاه که جزئيات کافی کسب کردند از خواندن خبر دست بکشند.

مقدمه شما بايد توجه خواننده را جلب کند. مقدمه بايد کوتاه و ساده باشد.

به خواننده نگوييد که چگونه فکر کند. از لحن اغراق آميز استفاده نکنيد. اسم کامل سازمان ها را در نخستين باری که هر اسمی مطرح می شود بنويسيد و تنها پس از آن از حروف اختصاری استفاده کنيد. در باره چگونگی توصيف مردم، احتياط و دقت کنيد.

اعداد خيلی خوبند! ياد بگيريد که از آنها خوشتان بيايد. استفاده صحيح از ميانگين، ميانه و نسبتها را ياد بگيريد.

آزمون عملی یک

این خبر را دوباره نویسی کنید. نیازی نیست تمام اعدادی را که روابط عمومی بهشت زهرا در اختیارتان گذاشته یا در یک نشست خبری آن را به ‏دست آورده اید در خبر بگنجانید. ‏اطلاعات جالب را گلچین کنید و با افزودن قدری اطلاعات پیرامونی آنها را توضیح بدهید.

‏- ترین ها را گلچین کنید: شایع ترین علت مرگ و میر. بینید در چه سنینی مرگ و میر شایع تر بوده است. ‏بالاترین درصد مرگ و میر چه عللی داشته است، ...

‏- به دنبال اطلاعات عجیب و جالب باشید: زنان خانه دار بیشتر از همه فوت کرده اند و نظامی ها کم تر از همه!

- اگر این روزها همه از استرس صحبت می‌کنند و این که سیگار و آلودگی هوا برای سلامتی بد است، ببنید چند ‏درصد به خاطر این علل کشته شده اند. و سعی کنید با افزودن کمی اطلاعات به اعدادی که گلچین کرده اید معنا بدهید: اگر در آمار آمده شایع ترین علت ‏مرگ و میر ایست قلبی بوده بد نیست به علل بروز بیماری های قلبی هم که در تهران شایع هست اشاره کنید.

ايست قلبی مهمترین عامل علت مرگ ‌و مير تهرانی ها

به گفته مديرعامل سازمان بهشت زهرا(س)، ايست قلبي با 28/11 درصد همچنان شايع‌ترين و سرطان ريه با 12/1 درصد، كمترين علت مرگ‌ومير شهروندان تهرانی طي يك ماه گذشته بوده است.

مديرعامل سازمان بهشت زهرا(س) از فوت 4130 شهروند تهراني در مرداد امسال خبر داد و گفت: زنان خانه‌دار با 39/26 درصد بيشترين متوفيان تهرانی در اين مدت بوده‌اند.

محمود رضاييان با بيان اينكه از 4130 متوفي، 2349 نفر مذكر، 1552 نفر مونث و 229 نفر نوزاد بوده‌اند، افزود: بيشترين فوت‌شدگان از لحاظ سني 65 سال به بالا 2157 نفر و كمترين فوت‌شدگان در محدوده سني10 تا 14 سال 23 نفر بوده‌اند.

وي اظهار داشت: منطقه 15 با 52/5 درصد بيشترين فوت‌شدگان تهراني و منطقه 22 با 89/0 درصد كمترين فوت‌شدگان تهراني را از لحاظ منطقه‌اي به خود اختصاص داده‌اند.

رضاييان بيشترين تعداد كل فوت‌شدگان از لحاظ شغل را زنان خانه‌دار با 39/26 درصد و كمترين متوفيان را نظامی ‌ها با 25/0 در مرداد امسال عنوان كرد.

آزمون عملی دو

اعداد جالب توجه را در خبر زیر مشخص کنید. و خبر را دوباره و تنها با ذکر تعداد معدودی از آمارهای داده شده بازنویسی کنید. در خبری که می نویسید به این سئوالات پاسخ دهید:

- جمعیت ولایت قزوین ایران چه‌ قدر است؟

- چند درصد از جمعیت ولایت قزوین تحت پوشش بیمه خدمات درمانی هستند؟

- در قزوین چند روستا وجود دارد و چند درصد از روستاها از خدمات درمانی استفاده می کنند؟

هزار نفراز روستاييان ولایت قزوين تحت پوشش بيمه خدمات درمانی هستند

مديرکل بيمه خدمات درماني ولایت قزوين گفت : 320 هزار نفر از روستاييان اين استان تحت پوشش بيمه خدمات درماني هستند.

داکتر"قاسم بهرامي " روز يکشنبه در نشست با خبرنگاران افزود: هم اکنون 66 مرکز بهداشتي روستايي با70پزشک ، 90"ماما" و270 قلم دارو کليه خدمات بهداشتي و درماني را براي روستاييان انجام مي دهند.

وي ميانگين مراجعه افراد به اين مراکز را 67 هزار و 600 بار در ماه ذکر کرد وخاطر نشان کرد: ازاين تعداد30 هزار نفر به پزشک ، هفت هزار نفر به ماما 22 هزار نفر به داروخانه ، پنج هزار نفر به آزمايشگاه ، 600نفر به راديولوژي و سه هزارنفر نيز به پزشک متخصص مراجعه کردند.

داکتر بهرامي اظهارداشت : بيمه خدمات درماني با 538 موسسه قرارداد داشته که در سطح همه شهرهاي استان خدمات يکسان و مطلوبي ارايه شود.

مدير کل بيمه خدمات درماني ولایت قزوين در ادامه گفت : ما همچنين با 162 پزشک عمومي ، 138 داکتر متخصص ، 15 پزشک فوق تخصص ، 44 دندانپزشک ، 95 داروخانه 25آزمايشگاه ، 13 راديولوژي ، دو مرکز جراحي ، 10 بيمارستان ، 24 درمانگاه و 9 مرکز فيزيولوژي قرار داد داريم که کليه اقدامات درماني را براي افراد تحت پوشش انجام مي دهند.

مدير کل بيمه خدمات درماني ميزان پرداختي هزينه هاي درمان روستائيان را نيز طي سالهاي 83 تا 86، 154 ميليارد ريال ذکر کرد.

دکتر بهرامي درادامه خاطرنشان کرد: بيمه خدمات درماني هزينه هاي بيماران سرپايي را تا 70 درصد و براي بيماران بستري تا90 درصد پرداخت مي کند.

وي گفت : هزينه هاي درمان براي بيماران خاص ازجمله هموفيلي ، تالاسمي ،"ام اس " و پيوندي تا 100 درصد و خدمات دارويي نيز تا90 درصد پرداخت مي شود.

منبع : زیگزاگ

مطالب پر بازدید